محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
194
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
زعماى عامريان بود و بر وفق اكثر روايات ، از فحول موالى يا فتيان عامرى به حساب مىآمد . بيشتر اين غلامان از صقلابيان و از نژاد فرنگان چون آلمانى و لنباردى و ايتاليايى و مردم گاليثيا و بالكان و غير ايشان بودند . اينان را در كودكى به اندلس آورده و در دربار ، تربيتى عربى و اسلامى يافته بودند . برخى جزو خواجهسرايان بودند و برخى در كار سپاهيگرى . مجاهد از دستهء اخير يعنى از آنان بود كه به كار سپاهيگرى اشتغال داشتند . مجاهد در عصر المنصور بن ابى عامر برآمد و رشد كرد . در روايت ديگر آمده است كه مجاهد در زمرهء موالى عامرى بود كه ابن ابى عامر او را تربيت كرده و علم آموخته بود . بعضى گويند از موالى عبد الرحمان المنصور بود و پدرش يوسف بردهء او . برخى گويند كه مجاهد رومى الاصل يعنى از غلامان صقلابى بود . « 1 » خاورشناس دانشمند « امارى » با استناد به اين اشاره معتقد است كه مجاهد از مردم اسپانيا بوده است . « 2 » اما آنچه روايت نخست را تأييد مىكند كه مجاهد را به موالى نسبت مىدهد نه به غلامان صقلابى ، نام و كنيهء اوست : ابو الجيوش مجاهد بن يوسف بن على ، و نيز خصال عربيت كه در او به وفور وجود داشت مانند آشنايى كامل او به علوم قرآن و لغت ، چنان كه بعدا بيان خواهيم كرد . « 3 » درهر حال ، مجاهد به هنگام افروخته شدن آتش شورش در كنار واضح و خيران و زهير و ديگر زعماى فتيان يا غلامان عامرى قرار گرفت و در زمرهء آنان درآمد و در حوادث بعد شركت جست و همراه آنان به نواحى شرقى اندلس مهاجرت كرد . ابن خلدون مىگويد مجاهد به هنگام كشته شدن محمد بن هشام ملقب به المهدى ، در اواخر سال 400 ه / 1010 م از قرطبه خارج گرديد و به طرطوشه رفت و آنجا را تصرف كرد ؛ سپس به سوى دانيه در حركت آمد . مجاهد نيز همانند ديگر غلامان عامرى از پيروان خليفه المؤيد باللّه و بهطور كلى طرفدار خلافت بود و با ايشان در كنار خليفه المرتضى باللّه بر ضد بربر و قاسم بن حمود ، در نبردى كه منجر به شكست المرتضى شد در سال 409 ه / 1019 م جنگيده بود . « 4 »
--> ( 1 ) . عبد الواحد المراكشى : المعجب ، ص 41 . ( 2 ) . . 4 . p , III . V , ) 8681 , eznereiF ( ailiciS id inamlusuM ied airotS : iramA . M ( 3 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 3 / ص 164 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 156 . ( 4 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 164 .